نمایش نسخه الكترونيك

Alternate Text
نویسنده:

۱۹۸۴


                                        

معرفی کتاب

کتاب ۱۹۸۴، یکی از معروف‌ترین کتاب‌های جرج اورول است که قصد دارد به یک سوال مهم پاسخ دهد: چگونه یک حکومت می‌تواند ماهیت انسان‌ها را تغییر دهد. این کتاب هم مانند سایر کتاب‌های اورول پر از توصیف‌های گیرا و واضح است که گویی خودمان در بطن ماجرا هستیم و در آن شرایط سخت گرفتار شده‌ایم. کتاب ۱۹۸۴ را می‌توان یکی از معروف‌ترین کتاب‌های دنیا با زمینه سیاسی دانست که شاید بتوان گفت هرکس در زندگی حتما باید یک بار آن را بخواند. کتابی که کمک می‌کند درک کنیم خشم و نفرت با انسان‌ها چه می‌کند و از آنها چه موجوداتی می‌سازد.

موضوع کتاب ۱۹۸۴

می‌توان گفت که جرج اورول این کتاب را به عنوان هشداری برای غرب درمورد گسترش کمونیسم نوشت، اما شاید ماجرا فراتر از اینها باشد و با اینکه چنین حکومت‌هایی در دنیای امروز کمتر یافت شود، اما مساله امنیت و حریم خصوصی همچنان از مسائل پراهمیت روز باقی مانده‌ است. جرج اورول این کتاب را در سال ۱۹۴۹ نوشت، اما شاید با پیشرفت تکنولوژی بتوان امروزه درک بهتری از آن داشت. تله‌‌اسکرینی که در کتاب در هر لحظه زندگی افراد را تحت نظر داشت، می‌تواند همان موبایل‌هایی باشند که حتی یک لحظه در روز از آنها چشم برنمی‌داریم. در واقع با اینکه سال‌ها از آن زمان که کمونیست در حال پیشروی بود و نوشته شدن این کتاب می‌گذرد، اما همچنان هرکسی در هر نقطه‌ای از جهان که این کتاب را می‌خواند می‌تواند خودش را به راحتی در آن فضا احساس کند.

بخش‌هایی خواندنی و جذاب از کتاب ۱۹۸۴

جنگ صلح است. آزادی بردگی است. جهل و نادانی قدرت است. آن‌طور که گفته می‌شد ساختمان وزارت حقیقت شامل 3 هزار اتاق در طبقه‌ی اول و همین تعداد اتاق در طبقه‌ی زیرزمین بود. در تمام لندن فقط سه ساختمان دیگر با این شکل و اندازه وجود داشت. تمام ساختمان‌های لندن در محاصره‌ی این چهار ساختمان بودند و از بالای عمارت پیروزی می‌شد هر چهارتای آن‌ها را دید. وینستون ناگهان رویش را برگرداند و چون می‌بایست هنگام رویارویی با تله اسكرين چهره‌ای آرام و خوش‌بینانه می‌داشت، حالت چهره‌اش را تغییر داد و برای رفتن به آشپزخانه، از آن اتاق گذشت. با ترک وزارتخانه در این ساعت از روز، ناهار اداره را از دست داده بود و خوب می‌دانست در آشپزخانه‌اش هم جز تکه‌ای نان سیاه که آن را برای صبحانه‌ی فردایش کنار گذاشته بود چیز دیگری یافت نمی‌شد. در واقع او عادت نداشت با دست چیزی بنوسید، چون معمولا به جز برخی یادداشت‌های کوتاه، مطالبش را به دستگاهی دیکته می‌کرد تا کار نوشتن آن را انجام دهد، اما بدون شک استفاده از آن دستگاه برای منظور فعلی‌اش غیرممکن بود. قلم را داخل جوهر فرو برد و سپس برای لحظه‌ای دچار تردید شد. به دلشوره افتاد. نوشتن روی کاغذ اراده‌ای محکم و قوی را طلب می‌کرد. سپس هلیکیوپتر بمبی بيست کیلویی را روی سر آن‌ها انداخت و انفجاری عظیم قایق را به خاکستر تبدیل کرد. آن‌گاه دست یکی از بچه‌ها به هوا پرتاب شد و بالا و بالاتر رفت گویی دوربینی که به دماغه‌ی یک هلیکوپتر بسته شده بود مسیر آن را در هوا دنبال می‌کرد.

مشخصات کتاب ۱۹۸۴

نویسنده: جورج اورول مترجم: وحید کیان ژانر: رمان خارجی تعداد صفحات کتاب: ۳۷۶ صفحه

هنوز نظری وجود ندارد

پیام فرستادن

                            

معرفی کتاب

کتاب ۱۹۸۴، یکی از معروف‌ترین کتاب‌های جرج اورول است که قصد دارد به یک سوال مهم پاسخ دهد: چگونه یک حکومت می‌تواند ماهیت انسان‌ها را تغییر دهد. این کتاب هم مانند سایر کتاب‌های اورول پر از توصیف‌های گیرا و واضح است که گویی خودمان در بطن ماجرا هستیم و در آن شرایط سخت گرفتار شده‌ایم. کتاب ۱۹۸۴ را می‌توان یکی از معروف‌ترین کتاب‌های دنیا با زمینه سیاسی دانست که شاید بتوان گفت هرکس در زندگی حتما باید یک بار آن را بخواند. کتابی که کمک می‌کند درک کنیم خشم و نفرت با انسان‌ها چه می‌کند و از آنها چه موجوداتی می‌سازد.

موضوع کتاب ۱۹۸۴

می‌توان گفت که جرج اورول این کتاب را به عنوان هشداری برای غرب درمورد گسترش کمونیسم نوشت، اما شاید ماجرا فراتر از اینها باشد و با اینکه چنین حکومت‌هایی در دنیای امروز کمتر یافت شود، اما مساله امنیت و حریم خصوصی همچنان از مسائل پراهمیت روز باقی مانده‌ است. جرج اورول این کتاب را در سال ۱۹۴۹ نوشت، اما شاید با پیشرفت تکنولوژی بتوان امروزه درک بهتری از آن داشت. تله‌‌اسکرینی که در کتاب در هر لحظه زندگی افراد را تحت نظر داشت، می‌تواند همان موبایل‌هایی باشند که حتی یک لحظه در روز از آنها چشم برنمی‌داریم. در واقع با اینکه سال‌ها از آن زمان که کمونیست در حال پیشروی بود و نوشته شدن این کتاب می‌گذرد، اما همچنان هرکسی در هر نقطه‌ای از جهان که این کتاب را می‌خواند می‌تواند خودش را به راحتی در آن فضا احساس کند.

بخش‌هایی خواندنی و جذاب از کتاب ۱۹۸۴

جنگ صلح است. آزادی بردگی است. جهل و نادانی قدرت است. آن‌طور که گفته می‌شد ساختمان وزارت حقیقت شامل 3 هزار اتاق در طبقه‌ی اول و همین تعداد اتاق در طبقه‌ی زیرزمین بود. در تمام لندن فقط سه ساختمان دیگر با این شکل و اندازه وجود داشت. تمام ساختمان‌های لندن در محاصره‌ی این چهار ساختمان بودند و از بالای عمارت پیروزی می‌شد هر چهارتای آن‌ها را دید. وینستون ناگهان رویش را برگرداند و چون می‌بایست هنگام رویارویی با تله اسكرين چهره‌ای آرام و خوش‌بینانه می‌داشت، حالت چهره‌اش را تغییر داد و برای رفتن به آشپزخانه، از آن اتاق گذشت. با ترک وزارتخانه در این ساعت از روز، ناهار اداره را از دست داده بود و خوب می‌دانست در آشپزخانه‌اش هم جز تکه‌ای نان سیاه که آن را برای صبحانه‌ی فردایش کنار گذاشته بود چیز دیگری یافت نمی‌شد. در واقع او عادت نداشت با دست چیزی بنوسید، چون معمولا به جز برخی یادداشت‌های کوتاه، مطالبش را به دستگاهی دیکته می‌کرد تا کار نوشتن آن را انجام دهد، اما بدون شک استفاده از آن دستگاه برای منظور فعلی‌اش غیرممکن بود. قلم را داخل جوهر فرو برد و سپس برای لحظه‌ای دچار تردید شد. به دلشوره افتاد. نوشتن روی کاغذ اراده‌ای محکم و قوی را طلب می‌کرد. سپس هلیکیوپتر بمبی بيست کیلویی را روی سر آن‌ها انداخت و انفجاری عظیم قایق را به خاکستر تبدیل کرد. آن‌گاه دست یکی از بچه‌ها به هوا پرتاب شد و بالا و بالاتر رفت گویی دوربینی که به دماغه‌ی یک هلیکوپتر بسته شده بود مسیر آن را در هوا دنبال می‌کرد.

مشخصات کتاب ۱۹۸۴

نویسنده: جورج اورول مترجم: وحید کیان ژانر: رمان خارجی تعداد صفحات کتاب: ۳۷۶ صفحه

هنوز نظری وجود ندارد

پیام فرستادن
مشخصات
فیلترها