نمایش نسخه صوتی یا ویدئویی

left arrow

مثنوی معنوی


                            

معرفی کتاب

کتاب مثنوس معنوی نوشته‌ای از مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، یکی از ارزشمندترین کتب شعر فارسی به شمار می‌رود. این کتاب در ۲۶۰۰۰ بیت و ۶ دفتر با استفاده از تمثیل سختی‌های انسان برای رسیدن به خدا را بیان می‌کند. با سبک مثنوی، مولوی در این کتاب مجموعه‌ای از اندیشه‌های فرهنگ ایرانی – دینی را در اختیار شما می‌گذارد. همانند بسیاری از مثنوی‌های صوفیانه، آموزه‌های این کتاب در قالب حکایت‌هایی سرگرم‌کننده بیان می‌شود.

معرفی کتاب

کتاب مثنوی معنوی حکایت‌هایی در باب عرفان و معنویت را در بر دارد. این کتاب طیف گسترده‌ای از شخصیت‌ها را در بر می‌‌گیرد که از آن‌ها می‌توان به پیامبران، پادشاهان یا حتی چوپانان و بردگان اشاره کرد. حیوانات نیز نقش مهمی در این داستان‌ها به عهده دارند. تعدادی از این داستان‌ها الهام‌گرفته از داستان‌های کهن‌تر هستند؛ مثلا بعضی در مثنوی‌های عطار آمده‌اند و بعضی نیز از مقالات شمس گرفته شده‌اند. مولوی در مثنوی، تبحر خود را در استفاده از اتفاقات رومزه برای توضیح دیدگاه‌های عرفانی خود نشان می‌دهد. یکی دیگر از ویژگی‌هایی که این کتاب را منحصر به فرد می‌کند می‌تواند میزان گریزهای مکرر آن از داستان اصلی برای توضیح نکات مختلف جانبی داستان باشد. با توجه به این ویژگی می‌فهمیم که مولوی به مضمون داستان بیشتر از نگارش آن اهمیت می‌داد.

گزیده‌ای از این کتاب

«امر کردن سلیمان علیه‌السلام پشه متظلم را، به احضار خصم به دیوان حکم پس سلیمان گفت ای زیبادوی     امر حق باید که از جان بشنوی حق به من گفتست: هان ای دادور     مشنو از خصمی تو، بی‌خصمی دگر تا نیاید هر دو خصم اندر حضور     حق نیاید پیش حاکم در ظهور خصم، تنها گر درآرد صد نفیر     هان و هان بی‌خصم، قول او مگیر من نیارم رو ز فرمان تافتن     خصم خو را رو بیآور سوی من گفت: قول توست برهان و درست     خصم من باداست و او در حکم توست بانگ زد آن شه که: ای باد صبا     پشه افغان کرد از ظلمت، بیآ هین مقابل شو تو و خصم و، بگو     پاسخ خصم و، بکن دفع عدو باد چون بشنید، آمد تیز تیر     پشه بگرفت آن زمان، راه گریز پس سلیمان گفت: ای پشه کجا؟     باش تا بر هر دو رانم من قضا گفت: ای شه! مرگ من از بود اوست     خود سیاه این روز من از دود اوست او چو آمد، من کجا یابم قرار؟     کاو برآرد از نهاد من دمار همچنین جویای درگاه خدا     چون خدا آمد، شود جوینده لا گرچه آن وصلت بقا اندر بقاست     لیک ز اول آن بقا، اندر فناست سایه‌هایی که بود جویای نور     نیست گردد چون کند نورش ظهور عقل کی ماند چو باشد سرده او؟     کل شی هالک الا وجهه»

درباره‌ی مولانا

جلال‌الدین محمد بلخی، معروف به مولانا یا مولوی، در قرن ششم هجری شمسی به دنیا امد. پدر او که به بهاءالدین معروف بود در علم عرفان و سلوک سابقه‌ای دیرین داشت. مولانا در هجده سالگی با گوهر خاتون که دختر خواجه لالای سمرقندی بود ازدواج کرد و صاحب سه پسر و یک دختر شد. پس از فوت پدرش او تصمیم گرفت راه پدر را ادامه دهد و زندگی خود را به هدایت و ارشاد مردم بپردازد. هنگامی که با شمس آشنا می‌شود، به گفته‌ها و حقایقی که شمس بیان می‌کند دل می‌بندد. شمس با در هم شکستن چهارچوب خشک مذهبی در مولانا، دید متفاوتی از دنیا به او نشان می‌دهد. تأثیر شمس در زندگی مولوی چنان آشکار است که از یک فقیه و عالم دینی به عاشقی دل سوخته بدل می‌شود. این اتفاق را می‌توان نقطه‌ی عطف زندگی مولانا دانست. سرانجام روح آشفته‌ی مولانا هنگام غروب آفتاب در پی تبی سوزان در سال ۶۵۲ هجری شمسی درگذشت.

به خواندن ادامه دهید

اگر به اشعار ارزشمند ادبیات فارسی علاقه‌مند هستید می‌توانید کتاب‌های کلیات سعدی و غزلیات حافظ را نیز بخوانید. از آثار دیگر مولانا می‌توان به فیه ما فیه،  مکاتیب و مجالس سبعه‌ی او اشاره کرد.

مشخصات کتاب

نام:  کتاب مثنوی معنوی نویسنده:  مولانا جلال‌الدین محمد بلخی ژانر: شعر تعداد صفحات: ۸۲۱

هنوز نظری وجود ندارد

پیام فرستادن
مشخصات
فیلترها