نمایش نسخه صوتی یا ویدئویی

Alternate Text
نویسنده:

داستان‌های کوتاه جیبی


                                        

معرفی کتاب

کتاب داستان‌های کوتاه جیبی مجموعه‌ای از داستان‌ها است که به دو زبان و بسیار ساده گردآوری شده است که می‌تواند اشاره‌ای به زندگی روزمره‌ی ما داشته باشد. داستان‌هایی که ممکن است هرروز برای ما پیش بیاید و ما از کنار آن‌ها بی‌تفاوت بگذریم، ولی گاهی اتفاق‌هایی می‌افتد که ما به مسائل و داستان‌های مربوطه با تعمق بیشتری نگاه می‌کنیم و درس‌هایی می‌گیریم که شاید فکرش را نمی‌کردیم. دراین کتاب داستان‌های کوتاهی می‌خوانید که درس‌هایی ارزشمند برای شما به همراه دارد.

معرفی کتاب داستان‌های کوتاه جیبی

در زندگی همه ما داستان‌های کوچک و بزرگ زیادی اتفاق می‌افتد که خیلی ساده و بی‌توجه از کنار آنها می‌گذریم. داستان‌هایی که در این کتاب می‌خوانیم همه داستان‌هایی از زندگی روزمره هستند اما به ما یاد می‌دهند که گاهی حتی دربرابر اتفاق‌های کوچک باید ایستاد و کمی تفکر کرد.

بخش‌هایی جذاب از کتاب

«خدمت‌کار با توجه به این‌که تمام میزها پر بودند و عده‌ای بیرون قهوه فروشی منتظر خالی شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگی گفت «35 سنت». پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت: «برای من یک بستنی ساده بیاورید». خدمت‌کار یک بستنی ساده و صورت‌حساب را روی میز گذاشت و رفت. پسر بستنی را خورد، وجه صورت‌حساب را پرداخت و رفت. هنگامی که پیشخدمت برای تمیز کردن میز رفت. عمیقا تحت تاثیر قرار گرفت. پسر بچه برای او پانزده سنت انعام گذاشته بود، پسرک می‌توانست با پولی که داشت بستنی شکلاتی بخورد، اما چون پولی برای انعام باقی نمی‌ماند، بستنی ساده خورده بود.» «روزی مردی خواب دید که مرده و پس از گذشتن از پلی، به دروازهً بهشت رسید، دربان بهشت به مرد گفت: «برای ورود به بهشت باید صد امتیاز داشته باشی. کارهای خوبی را که در دنیا انجام داده‌ای بگو، تا من به تو امتیاز بدهم». مرد گفت: «من پنجاه سال متاهل بودم، با همسرم به مهربانی رفتار کردم و هرگز به او خیانت نکردم». فرشته گفت: «این می‌شود سه امتیاز». مرد اضافه کرد: «در تمام عمرم به خدا ایمان داشتم و حتی دیگران را هم به راه راست هدایت کردم». فرشته گفت: «این هم می‌شود یک امتیاز». مرد باز ادامه داد: «در شهرمان نوان‌خانه‌ای ساختم و کودکان بی‌خانمان را آن‌جا جمع کردم و به آن‌ها کمک کردم». فرشته گفت: «این هم می‌شود دو امتیاز»....

 درباره نویسنده کتاب داستان های کوتاه جیبی

زهره زاهدی؛ مترجم و نویسنده متولد تهران، 1330، در رشته بانکداری از دانشگاه آمريكايی بيروت فوق‌ليسانس گرفت و تاكنون حدود نوزده عنوان كتاب درحوزه‌های مختلفی چون روان‌شناسی عمومی، رمان، زندگی فلاسفه و... ترجمه و منتشر كرده است. آثاری چون کیمیاگر، وقتی خدا وارد شود معجزه می‌شود، قدرت صبر، استادان بسيار زندگی‌های بسيار، برای يک روز ديگر، تنها عشق حقيقت دارد، چگونه از فرزند خود يک نابغه بسازيم، چهار توافق، چيزي بيشتر از زندگی، شواهدی برای زندگی پس از مرگ، غرق در نور، معجزه وجود دارد و..

مشخصات کتاب داستان های کوتاه جیبی

نام کتاب: داستان‌ های کوتاه جیبی گردآوری و ترجمه: زهره زاهدی ژانر: رمان، داستان‌های کوتاه دو زبانه تعداد صفحه: 144 صفحه

هنوز نظری وجود ندارد

پیام فرستادن

                            

معرفی کتاب

کتاب داستان‌های کوتاه جیبی مجموعه‌ای از داستان‌ها است که به دو زبان و بسیار ساده گردآوری شده است که می‌تواند اشاره‌ای به زندگی روزمره‌ی ما داشته باشد. داستان‌هایی که ممکن است هرروز برای ما پیش بیاید و ما از کنار آن‌ها بی‌تفاوت بگذریم، ولی گاهی اتفاق‌هایی می‌افتد که ما به مسائل و داستان‌های مربوطه با تعمق بیشتری نگاه می‌کنیم و درس‌هایی می‌گیریم که شاید فکرش را نمی‌کردیم. دراین کتاب داستان‌های کوتاهی می‌خوانید که درس‌هایی ارزشمند برای شما به همراه دارد.

معرفی کتاب داستان‌های کوتاه جیبی

در زندگی همه ما داستان‌های کوچک و بزرگ زیادی اتفاق می‌افتد که خیلی ساده و بی‌توجه از کنار آنها می‌گذریم. داستان‌هایی که در این کتاب می‌خوانیم همه داستان‌هایی از زندگی روزمره هستند اما به ما یاد می‌دهند که گاهی حتی دربرابر اتفاق‌های کوچک باید ایستاد و کمی تفکر کرد.

بخش‌هایی جذاب از کتاب

«خدمت‌کار با توجه به این‌که تمام میزها پر بودند و عده‌ای بیرون قهوه فروشی منتظر خالی شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگی گفت «35 سنت». پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت: «برای من یک بستنی ساده بیاورید». خدمت‌کار یک بستنی ساده و صورت‌حساب را روی میز گذاشت و رفت. پسر بستنی را خورد، وجه صورت‌حساب را پرداخت و رفت. هنگامی که پیشخدمت برای تمیز کردن میز رفت. عمیقا تحت تاثیر قرار گرفت. پسر بچه برای او پانزده سنت انعام گذاشته بود، پسرک می‌توانست با پولی که داشت بستنی شکلاتی بخورد، اما چون پولی برای انعام باقی نمی‌ماند، بستنی ساده خورده بود.» «روزی مردی خواب دید که مرده و پس از گذشتن از پلی، به دروازهً بهشت رسید، دربان بهشت به مرد گفت: «برای ورود به بهشت باید صد امتیاز داشته باشی. کارهای خوبی را که در دنیا انجام داده‌ای بگو، تا من به تو امتیاز بدهم». مرد گفت: «من پنجاه سال متاهل بودم، با همسرم به مهربانی رفتار کردم و هرگز به او خیانت نکردم». فرشته گفت: «این می‌شود سه امتیاز». مرد اضافه کرد: «در تمام عمرم به خدا ایمان داشتم و حتی دیگران را هم به راه راست هدایت کردم». فرشته گفت: «این هم می‌شود یک امتیاز». مرد باز ادامه داد: «در شهرمان نوان‌خانه‌ای ساختم و کودکان بی‌خانمان را آن‌جا جمع کردم و به آن‌ها کمک کردم». فرشته گفت: «این هم می‌شود دو امتیاز»....

 درباره نویسنده کتاب داستان های کوتاه جیبی

زهره زاهدی؛ مترجم و نویسنده متولد تهران، 1330، در رشته بانکداری از دانشگاه آمريكايی بيروت فوق‌ليسانس گرفت و تاكنون حدود نوزده عنوان كتاب درحوزه‌های مختلفی چون روان‌شناسی عمومی، رمان، زندگی فلاسفه و... ترجمه و منتشر كرده است. آثاری چون کیمیاگر، وقتی خدا وارد شود معجزه می‌شود، قدرت صبر، استادان بسيار زندگی‌های بسيار، برای يک روز ديگر، تنها عشق حقيقت دارد، چگونه از فرزند خود يک نابغه بسازيم، چهار توافق، چيزي بيشتر از زندگی، شواهدی برای زندگی پس از مرگ، غرق در نور، معجزه وجود دارد و..

مشخصات کتاب داستان های کوتاه جیبی

نام کتاب: داستان‌ های کوتاه جیبی گردآوری و ترجمه: زهره زاهدی ژانر: رمان، داستان‌های کوتاه دو زبانه تعداد صفحه: 144 صفحه

هنوز نظری وجود ندارد

پیام فرستادن
مشخصات
فیلترها