نمایش نسخه صوتی یا ویدئویی

Alternate Text

کتاب صوتی در دسترس نیست Alternate Text :این کتاب به صورت

نویسنده:

آپارتمان، دریا


                                        

معرفی کتاب

کتاب آپارتمان دریا نوشته‌ای از احمدرضا احمدی یک رمان جذاب با فضاسازی فوق‌العاده است. در این کتاب وارد دنیای مردی می‌شوید که بسیار تنهاست. او زمانش را بین تخیل و رؤیا و واقعیت تقسیم کرده است و در آرزوی یک زندگی رویایی‌تر به سر می‌برد.

معرفی کتاب

کتاب آپارتمان دریا داستان مردی است که با وجود جدایی از همسرش هنوز از او تماس‌هایی دریافت می‌کند. او در یک آپارتمان زندگی می‌کند و خوشحال است که همسایه‌ها هوایش را دارند. هیچوقت با صدای بلند آهنگ گوش نمی‌دهد و تلوزیون سیاه و سفیدش همیشه خاموش است. با این حال او در رویای خود در خانه‌ای زیبا زندگی می‌کند که روبه‌روی دریاست. این خانه را معماران ایتالیایی و فرانسوی ساخته‌اند و هیچ نقصی در آن نیست. اما هر چقدر هم بخواهد زندگی او اینطور نیست. او دائما بین زندگی و رویاهایش در گردش است و گاهی به همسایه‌ی چشم عسلی با گیسوان بلوطی چشم دوخته است، و گاهی از پنجره‌ی رویاهایش تنها دریا را می‌بیند.

گزیده‌ای از این کتاب

«در سرما به ساختمان رسیدم. آسانسور مثل همیشه خراب بود. جلوی آپارتمان من یک بشقاب غذا بود. نمی‌دانم چه کسی غذا آورده بود؛ ماکارونی بود و کمی سالاد و یک بطری آب معدنی. گفتم شاید دختر ساکن آپارتمان روبروی آپارتمان من آورده که در ذهنم دختر چشم‌عسلی و گاهی دختر با گیسوان بلوطی صدایش می‌کردم یا زن پیری که در طبقه‌ی بیست و دوم زندگی می‌کرد. دکتر زنان بود. من برای اولین بار آباژور را در آپارتمان او دیدم. کم‌کم داشت حافظه‌اش را از دست می‌داد اما من را هنوز به یاد داشت. گاهی مرا به آپارتمانش می‌برد، فشار خون و نبض مرا می‌گفت و به من شکلات‌های کهنه از زمان جنگ جهانی دوم می‌داد. من هم به احترام و لطفش شکلات را می‌گرفتم، وقتی به آپارتمانم می‌آمدم به کوچه پرتاب می‌کردم، می‌گفتم چه خوب است آپارتمان آدم به کوچه پنجره داشته باشد. یا زن کنار آپاتمان من که شوهرش را دو سیاه‌پوست در ساعت ده شب در متروی نیویورک کشته بودند. با اینکه من به همسایه‌ها سلام نمی‌کردم و از آنان فراری بودم، هوای مرا داشتند. می‌دانستند من یک بار سکته‌ی قلبی کردم و چشم چپ مرا یک جراح کور کرده است. من موسیقی را همیشه با صدای خیلی آهسته گوش می‌کردم و تلویزیون سیاه‌سفیدم که در یک حراجی خریده‌بودم، همیشه خاموش بود.

خواندن این کتاب به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

کتاب آپارتمان دریا دارای جوی مرموز و بسیار خیال‌برانگیز است. این کتاب می‌تواند شما را کاملا در زندگی مرد شریک کند. با او از مردم دوری می‌کنید، با او عاشق دختر چشم‌عسلی می‌شوید و حتی رویاهای او را نیز شریک خواهید شد. به همه‌ی طرفداران داستان‌های ایرانی پیشنهاد می‌کنیم که خواندن این کتاب را از دست ندهند.

به خواندن ادامه دهید

از آثار دیگر احمدرضا احمدی کتاب ما روی زمین هستیم و کشتی سرگردان در مه دریا را به شما پیشنهاد می‌کنیم. همچنین کتاب آن مرد با باران می‌آید از وجیهه علی‌اکبری ‌سامانی را نیز به شما پیشنهاد می‌کنیم.

مشخصات کتاب

نام: کتاب آپارتمان دریا نویسنده: احمدرضا احمدی ژانر: رمان تعداد صفحات: ۲۰۹

هنوز نظری وجود ندارد

پیام فرستادن

                            

معرفی کتاب

کتاب آپارتمان دریا نوشته‌ای از احمدرضا احمدی یک رمان جذاب با فضاسازی فوق‌العاده است. در این کتاب وارد دنیای مردی می‌شوید که بسیار تنهاست. او زمانش را بین تخیل و رؤیا و واقعیت تقسیم کرده است و در آرزوی یک زندگی رویایی‌تر به سر می‌برد.

معرفی کتاب

کتاب آپارتمان دریا داستان مردی است که با وجود جدایی از همسرش هنوز از او تماس‌هایی دریافت می‌کند. او در یک آپارتمان زندگی می‌کند و خوشحال است که همسایه‌ها هوایش را دارند. هیچوقت با صدای بلند آهنگ گوش نمی‌دهد و تلوزیون سیاه و سفیدش همیشه خاموش است. با این حال او در رویای خود در خانه‌ای زیبا زندگی می‌کند که روبه‌روی دریاست. این خانه را معماران ایتالیایی و فرانسوی ساخته‌اند و هیچ نقصی در آن نیست. اما هر چقدر هم بخواهد زندگی او اینطور نیست. او دائما بین زندگی و رویاهایش در گردش است و گاهی به همسایه‌ی چشم عسلی با گیسوان بلوطی چشم دوخته است، و گاهی از پنجره‌ی رویاهایش تنها دریا را می‌بیند.

گزیده‌ای از این کتاب

«در سرما به ساختمان رسیدم. آسانسور مثل همیشه خراب بود. جلوی آپارتمان من یک بشقاب غذا بود. نمی‌دانم چه کسی غذا آورده بود؛ ماکارونی بود و کمی سالاد و یک بطری آب معدنی. گفتم شاید دختر ساکن آپارتمان روبروی آپارتمان من آورده که در ذهنم دختر چشم‌عسلی و گاهی دختر با گیسوان بلوطی صدایش می‌کردم یا زن پیری که در طبقه‌ی بیست و دوم زندگی می‌کرد. دکتر زنان بود. من برای اولین بار آباژور را در آپارتمان او دیدم. کم‌کم داشت حافظه‌اش را از دست می‌داد اما من را هنوز به یاد داشت. گاهی مرا به آپارتمانش می‌برد، فشار خون و نبض مرا می‌گفت و به من شکلات‌های کهنه از زمان جنگ جهانی دوم می‌داد. من هم به احترام و لطفش شکلات را می‌گرفتم، وقتی به آپارتمانم می‌آمدم به کوچه پرتاب می‌کردم، می‌گفتم چه خوب است آپارتمان آدم به کوچه پنجره داشته باشد. یا زن کنار آپاتمان من که شوهرش را دو سیاه‌پوست در ساعت ده شب در متروی نیویورک کشته بودند. با اینکه من به همسایه‌ها سلام نمی‌کردم و از آنان فراری بودم، هوای مرا داشتند. می‌دانستند من یک بار سکته‌ی قلبی کردم و چشم چپ مرا یک جراح کور کرده است. من موسیقی را همیشه با صدای خیلی آهسته گوش می‌کردم و تلویزیون سیاه‌سفیدم که در یک حراجی خریده‌بودم، همیشه خاموش بود.

خواندن این کتاب به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

کتاب آپارتمان دریا دارای جوی مرموز و بسیار خیال‌برانگیز است. این کتاب می‌تواند شما را کاملا در زندگی مرد شریک کند. با او از مردم دوری می‌کنید، با او عاشق دختر چشم‌عسلی می‌شوید و حتی رویاهای او را نیز شریک خواهید شد. به همه‌ی طرفداران داستان‌های ایرانی پیشنهاد می‌کنیم که خواندن این کتاب را از دست ندهند.

به خواندن ادامه دهید

از آثار دیگر احمدرضا احمدی کتاب ما روی زمین هستیم و کشتی سرگردان در مه دریا را به شما پیشنهاد می‌کنیم. همچنین کتاب آن مرد با باران می‌آید از وجیهه علی‌اکبری ‌سامانی را نیز به شما پیشنهاد می‌کنیم.

مشخصات کتاب

نام: کتاب آپارتمان دریا نویسنده: احمدرضا احمدی ژانر: رمان تعداد صفحات: ۲۰۹

هنوز نظری وجود ندارد

پیام فرستادن
مشخصات
فیلترها